داشتم اين تصاوير زيبا رو نگاه مي كردم ياد اين جمله مولا افتادم كه فرمودند:
(( تمام آنچه كه از آسمان و زمين مي بينيد مانند انگشتري در بيابان است ))
توضيحات اضافه: خدا اين بلاد كفر را در ابتد هدايت , سپس خير بدهد كه گاه گاهي ما رو به ياد قرآن و كلام بزرگان دين مي اندازد !
نمي دونم سهم ما از علم تو اين دنيا چقدره ؟ و آيا وقت داريم كمي فكر كنيم ؟ ! يادمه دوران دانشجويي استاد اخلاق مي گفت :((هر چيز كه كشف ميشه بعداً مشخص ميشه كه خدا در قرآن به آن اشاره اي كرده. است)) و واسه ما مثال هم مي آورد كه مثلا ((فهميدن كه باكتري ها نر و ماده دارند ولي قبل از اون در فرآن اومده بوده كه )):(( ما هر چيزي را به صورت زوج آفريديم )) . ولي خوب چيزي كه مشخصه اينه كه بيشتر اين كشفيات كار انسانهاي گاهاَ (( نجس غربي ! )) است كه به فول استاد اخلاقم (چون مهر علي (ع) رو ندارند هر چند كه براي بشر خدمت كرند ولي به بهشت وارد نمي شوند!). بحث من اينه كه بلاخره كي بايد شروع كنيم ؟ آمار وبلاگهاي علمي و تخصصي رو ندارم ولي چيزي كه مشخصه در مقابل روز نوشتها و وبلاگهاي عاشقانه و شاعرانه خيلي ناچيزه ! به هر حال داخل كشور موضوعات مهمتري هم هست كه جايي واسه ايده و اختراع اكتشاف نمي گذاره !! تا وقتي بلاد ديگه هستند كه اكتشاف و اختراع مي كنند دليلي نداره ما فكرمون و واسه پردازش ايدهاي جديد آزار بديم واز مسير فكري موجود منحرف كنيم! . يادمه استاد كلاس (( انقلاب اسلامي )) به مناسبت هفته وحدت مي گفت : (( باعث ننگه كه تو هفته وحدت يك عده شيعه و سني كنار هم ميشينن و چند تا مطرب هم واسشون ساز مي زنند در آخر هم يكي ميره رو منبر( شايد منظور بنده خدا سن بوده!) و در فوايد اتحاد شيعه و سني صحبت مي كنه , به نظر من به مناسبت هفته وحدت بايد علماي اهل تسنن رو دعوت كرد و درباره بخشهاي كه با مكتب تشيع اختلاف دارند باهاشون بحث كرد تا توجيه بشن و از گمراهي و ظلالت در بيان ! )) به هر حال من نفهميدم چه جوري بايد توجيهشون كرد كه عقيده چندين سالشونو با يك جلسه گفتمان عوض كنند و يا اگر زبونم لال يهو ما اشتباها توجيه شديم چه خاكي تو سرمون بريزيم!؟! .
يا در وبلاگي ديدم كه آقايي وقت بسياري گذاشته بودند تا مداركي درباره خيانت (( عمر)) به اسلام و پيامبر پيدا كنند! . دين براي من بسيار ارزشمند است ولي نكته مهم اينجاست كه خداوند چه چيزي از ما مي خواد .؟ انجام مراسم عبادي جاي خود ولي فكر مي كنيد اساس خلقت انسان چه بوده؟ چرا پيامبر فرمودند : (( يك ساعت تفكر كردن بهتر از هفتاد سال عبادت است)). آيا نه اينكه فكر كردن آغازيست براي تولد يك ايده؟ و يا حتي اينكه تفكر كردن مي تونه در نهايت باعث افزايش فرهنگ عمومي بشه؟! براي مثال آيا كسي كه كمي در مورد حق عموم مردم در استفاده از وسايل عمومي فكر كنه به خودش اجازه مي ده كه به وسايل عمومي آسيب برسونه ؟ يعني روزي مياد كه روزنامه رو باز كنيم و تيتر مشابه اين نبينيم ؟(( چند موتور سوار بعد از افتتاح تونل رسالت با لگد وسايل اطفاي حريق تونل را نابود كردند))!!!!!!!!!!!!!! .
فراموش نكنيم كه ازعقل به عنوان پيامبر دروني ياد كردن پس سعي كنيم فكر كنيم , بي طرفانه و بي غرض فكر كنيم , فكر كنيم اما بر مبناي حقيقت و راستي , و در نهايت فكر كنيم ولي تفكر ما به دور از احساساتي باشد كه امكان دارد مسير سالم تفكر مارا تغيير دهد....







